شب بود و سکوت اتاقم آنقدر به من نیش می زد که زهر نیش آن به جنون رسیده بودم
من در اتاق تنهاییم
زنده بگور را زمزمه می کردم
و با یاد تجربه مسخ روزمرگی را دوره می کردم
اتاق تنهایی
دردهای کهنه را به یادم می انداخت
اتاق تنهایی
هر شب برایم بوی کافور را در خود تجزیه می کرد
بوی نعش مدفون شده ای که در میان شب لجن گرفته آرام گرفته بود.
بوی کافور آنقدر به مشامم نزدیک بود
که من هر شب گور کنی که گورم را می کند در خواب می دیدم .
اتاق تنهایی
فارغ از هر گونه ارتباط با دنیای آدمکان بود
آنجا که از تبدیل واژه صداقت به کثافت دلالی می کردند
آنجا که کلمات به آسانی متهم می کردند
آنجا که رجاله ها حکومت می کردند
من در اتاق تنهاییم
به این باور رسیده بودم
( اینجا برای زنده شدن باید مرد.)
در اتاق تنهایی
به دنبال تابوت گمشده ام می گشتم
تا شاید در زیر انبوه ترانه های اندوه گمشده ام را باز یابم.
من در اتاق تنهاییم
تنها نشسته بودم
و اصلا یادم نبود که زندگی در کنار من است
زندگی با آن نگاه کینه آمیزش برایم می خواند :
فردایی دوباره ...
فردا...فردا...
شب بود
و سکوت اتاقم آنقدر به من نیش می زد
که اززهر نیش آن به جنون رسیده بودم.

میدانی باده عشقت را جرعه جرعه سر کشیدم و از دست رفتم من نفسهای این آشنا را دیریست که در انتظارم من هرم نگاه تو را در چشمان آرزوهایم بی تابم برای با تو بودن هر لحظه نفسهای بیهوده را میشمارم.
مرا دریاب. بی تو شکسته ام و تو مرا نمیبینی در انتظار یک نگاهم که خواهش دل را به بستر خوابی جاودانه برساند بی تو از دست رفته ام به فریادم رس.
تنها با یک نگاه بگذار نگاه تو قفل این تب کرده نفس را این بغض فرو خورده را بشکند باور کن آنچنان مست تو ام که لهجه باران را از یاد برده ام.
باور کن که شراره نگاهت مرا در آتش عشق سوزانید تن خشک نفسهای عاشقم سینه پر آلامم را میخراشد.
شرار تابستان سبزی بهار زردی پائیز سرمای زمستان بوی عشق میدهند. عشقی که سرا پای وجودم را در هم نوردید و هیچ نگذاشت از وجود من جز یک دل عاشق که در آتش تو میسوزد.
به فریادم رس من چنان مست تو ام که لهجه باران را از یاد برده ام نگاه تو صدای باران را در چشمانم ترانه میسازد شاید اشکهایم عطش عشق بی نصیبم را به دل تو روانه سازد.
نگاهم کن بی تو از دست میروم نگاهت این عشق را به اوج میرساند من میخواهم در این اوج بسوزم میخواهم تا ابد در این نگاه بخوابم میخواهم در اوج عشق بمیرم.
نگاهم کن.نگاهم کن. بگذار در این عشق بسوزم بمیرم.


