تبليغاتX
دلم برات تنگ شده

سلام دوستان عزیزم . آپ قبلی به خاطر یه سری مسائل حذف شد . از همه ی دوستانی که برام کامنت گذاشته بودند تشکر میکنم - همین طور از کامنت های خصوصی . اینم یه شعر ازاحمد شاملو - این بهتر به روحیات من میخوره تا طنز نوشتن .

اینک موج سنگین گذرزمان است که در من می گذرد
اینک موج سنگین زمان است که چون جوبار آهن در من می گذرد
اینک موج سنگین زمان است که چو نان دریائی از پولاد و سنگ در من می گذرد
***
در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام
در گذرگاه باران سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام
در گذر گاه سایه سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام

نیلوفر و باران در تو بود
خنجر و فریادی در من
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من

در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز کردم
***
من برگ را سرودی کردم
سر سبز تر ز بیشه

من موج را سرودی کردم
پرنبض تر ز انسان

من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر زمرگ

سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی کردم

پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی کردم

پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی کردم

1www.gisha.sub.ir (42).jpg

 تا مگر شیشه این کاخ به هم درشکند
 تا مگر ولوله افتد به دل قصر سکوت
 دست در حسرت سنگ
 سنگ در آرزوی پرواز است


www.gisha.sub.ir (1).jpg

+ نوشته شده توسط سحر در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت |
عرض به حضورتون که چون اون نوشته قبلی سحر بد جوری رو مخ بود من حالا

میخوام یه خاطره بنویسم... و برا این تو وب سحر مینویسم که به اونم یه جورایی

ربط داره:

اوایل پاییز پارسال بود که هر وقت منو سحر با هم حرف میزدیم سحر از یکی

به اسم حسام((اگه درست یادم باشه))حرف میزد که معلوم نبود تلفن همراه سحر رو

از کجا گیر آورده و شدیدا در تلاشه که مخ سحر رو بزنه!خلاصه اونقدر کنه

شد که من مجبور شدم قاطی کنم!یه بار که سحر زنگ زد گفتم به این آقا حسام بگو

داری میای تهران و قرار بذار که ببینیش.خلاصه سحر برا یارو خالی بست که من

اومدم تهران و میخوام ببینمت.از طرفی هم شماره عرفان((یکی از شاگردای من))

رو داد بهش که این شماره دختر خاله منه و من با این باهات در تماس باشم.و من

هم گوشی عرفان رو گرفتم دستم!!!!و با این حسام از طرف سحر قرار گذاشتم که

بریم همدیگه رو ببینیم.روزی که قرار بود من برم تهران زنگ زدم به شکوفه که

از مدرسه که اومدی به بابات بگو با من داری میای تهران وتیز بیا که کار داریم.

با حسام قرار گذاشتم تو مترو میرداماد... وقتی که ما رسیدیم اونجا(با یه کم تاخیر)

دیدیم که این جناب وایساده با کلی قرو اطوار و یه دسته گل((بنده خدا!))بهش

اس ام اس دادم که من نیم ساعت دیگه میرسم.با شکوفه رفتیم دو تا قهوه خوردیم

و من شکوفه رو جای سحر فرستادم سراغ حسام.گفتم مث بچه آدم میری مخش

رو تیلیت میکنی و میرین تو کوچه پس کوچه های میرداماد تا منم بیام.شکوفه رفت

سراغش رو یه کم حرف زدن و بعد هم حسام دست شکوفه رو گرفت و راه افتادن

شکوفه هم که خدا بده برکت آنچنان لاوی برا حسام ترکوند که بیا و ببینو بعد

کلی راه رفتن رسیدن اونجایی که من میخواستم ...یه جای خلوت و دنج و بدون

دررو.حالا نوبت من بود!رفتم جلو به حسام گفتم:مرتیکه ی...........((بی ادبی

بود که بخوام بنویسم چی جای نقطه چینا گفتم))حالا دیگه آویزون آبجی ما میشی؟

حسام گیج به شکوفه نگاه کردو گفت:سحر این داداشته؟شکوفه هم پررو گفت: این

داداش سحره ... من شکوفه هستم!حسام بریده بود.گفتم:یا مث بچه آدم راتو

میکشی میری جلو خونتون بازی میکنی با من میدونم و تو!اومد کم نیاره گفت:و

اگه بیخیال نشم؟هنوز حرف از دهنش در نیومده بود که.... بومممممممممممممم

یهو یه لگد اساسی خورد تو صورتش!شکوفه وایساد یه کنار به تماشا.و این پسره

هم که گیر بد آدمی افتاده بود هی داد میزد و من با مشت و لگد از سر و صورتش

پذیرایی میکردم((جاتون خالی که ببینین))خلاصه آنچنان کتکی خورد که نمیتونست

رو پاش وایسه سرش داد کشیدم که بلند شو کارت دارم!به یه زحمتی پاشد دوباره داد

زدم که حالا منو نگاه کن...تا نگاهش اومد تو صورتم یه مشت دیگه زدم وسط

دماغش که پخش زمین شد!!!و با شکوفه راهمون رو کشیدیم رفتیم که ناهار رو

یه جا بخوریم((زیادی فعالیت کرده بودم گشنم بودخوب))و بعدش هم مث دو تا

بچه خوب اومدیم خونه....

البته من بچه خوبیم ولی وقتی پا روی دمم میذارن دیگه این میشه که خوندین

ای بابا!!!!

+ نوشته شده توسط larse در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت |

سلام . من اصلا" حالم خوب نیست پس از شما هم نمیپرسم . چه معنی داره وقتی من اعصابم خورده و حالم بده بقیه خوش باشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صبح اول وقته و احتمالا" خیلی از شماها هنوز خوابین ولی من ؟؟؟؟؟ خواب باهام غریبه شده و عوضش ........ الان دارم متالیکا گوش میدم ( از همون سی دی هایی که لارس بهم داده - خدایا که چقدر داد میکشه و من چقدر از این آهنگ و آهنگ بعدیش خوشم میاد ) میدونید خوبیش به چیه؟؟؟ خودم میگم - خوبیش به اینکه وقتی صداشو تا آخر میدی بالا خودتم میدونی داد بکشی بدون اینکه کسی بفهمه و اعتراض کنه که زشته - عیبه - دختر که نباید صداشو بلند کنه - دختر که نباید چپ بره - دختر که نباید راست بره - بزار ساده تر بگم : تو که نباید اینکارو بکنی - تو که نباید اون کارو بکنی - اصلا" چه معنی داره تو گریه میکنی؟؟ چه معنی داره تو اخم کنی؟؟ چه معنی داره تو داد بکشی؟؟ چه معنی داره بگی میخوام برم دانشگاه ؟؟؟؟ هان چه معنی داره؟؟؟؟ دختر این قدر خودسر؟؟؟ اینقدر از خود مچکر؟؟؟ دختر اینقدر بد؟؟اصلا" دختر اینقدر کوفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میدونی چیه؟ دست پیششو گرفتن که یه موقع پس نیفتند ...... هههههههههه بعد کم میاری - آخه میخوای فرار کنی از اون موقعیتی که توش هستی - اینجاست که دوستای واقعیت خودشو رو میکنن - دوستت هستند یا بهت ترحم میکنند نمیدونی فقط اینو میدونی که وقتی گفتی آقا آخر خط اینجاست - تا اینجا اومدی حالا دیگه باید راهتو بکشی و بری بهشون برخورد - یکیشون گریه کرد - اون یکی سرت داد کشید و سومی تهدید کرد .

اون که گریه کرد از خودت وضعش بدتره ولی چون بهت قول داده داره نهایت تلاششو میکنه - اونی که سرت داد کشید دید نه بابا با حرف و نصیحت راضی نمیشی حتی با تهدید هم راضی نمیشی - بنده خدا نهایت تلاششو کرد تا از خر شیطون بیای پایین ولی مرغ تو فقط یه پا داره ... کار کشید به نفر سوم و بزرگترین نفر .... اعصابش بهم ریخت - از دستت حرص خورد - احتمالا" فحشتم داده - هر چی گفت براش دلیل آوردی - دیگه حسابی قاطی کرده بود که آخرین حربه اش را بکار گرفت و ............ بله جواب داد ...... مثل همیشه اون موفق شد - تهدیدش کارساز بود .... فکر کنم اونقدر بشناسیش که بفهمی الکی حرف نمیزنه و از خودت تعطیل تره ......... ازت قول گرفت و توی ...... هم بهش قول دادی .... ههههه بهت گفت اگه دوزار برات ارزش دارم .... هنوزم نمیدونه تموم دنیاته ؟؟؟ یعنی نمیدونه یا تظاهر میکنه؟؟؟؟ در هر صورت بازم مثل همیشه کاردش برید و مثل ..... قول دادی. این وسط یه سری از دوستات فقط شنونده هستند ..... شنونده بودن هم خوبه - گرچه یکطرفه است ولی بازم آرومت میکنه و یه سری از دوستات که ...... نمیدونی اسمشون دوسته یا ...... در هر صورت اونا حذف شدند و پشت سرشونم نگاه نکردند - این وسط از طرف یه سریشون بی معرفت هم شدی و خیلی چیزای دیگه . از این حرفا زیاد شنیدی و گوشت پره - حاله دیگه به جایی رسیدی که فقط دنبال یه جای دنج و ساکت میگردی بدون مزاحم - همون سوراخ موشم برات غنیمته - عصبی و داغونی - تحمل شنیدن هیچ حرفیو نداری جوری که زود از کوره در میری و صدا دادت میره تا 7 تا خونه اون طرفتر - (به قول یکی که میگفت انگار به اسب شاه گفتند یابو )خیر سرت عید اومده و همه چیز نو شده ولی .... دلت خوشه ها ؟؟؟ کدوم عید؟؟؟؟ امسال بدترین عیدی بوده که تجربه کردی - از همون اولش نحس و کوفت بود ..... مهمونی های اجباری - خنده های تصنعی - ظاهر سازی دروغی و .......... آخرش دیگه جونت به لبت میرسه و فقط یه چیزو فریاد میکنی :

لعنت به من که قول دادم - لعنت به من .... اگه قول نداده بودم همون دیشب از روزگار محو شده بودی - بدون اینکه آب تو دل کسی تکون بخوره یا به کسی بر بخوره ولی تو ی ........ با یه قول خودتو پایبند کردی ...........

پله ها در پیش رویم - یک به یک دیوار شد

زیر هر سقفی که رفتم - برسرم آوار شد

خرق عادت کردم اما بر علیه خویشتن

تا به گرد گردنم پیچد عصایم مار شد

اژدهای خفته ای بود ‘ آن زمین استوار

زیر پایم ناگه از خواب قرون ‘ بیدار شد

مرغ دست آموز خوشخوان کرکسی شد لاشه خوار

و آن غزال خانگی برگشت و گرگی هار شد

گل فراموشی و هر گلبانگ ‘ خاموشی گرفت

بسکه در گلشن ‘ شبیخون خزان ‘ تکرار شد

تا بیاویزند از اینان آرزوهای مرا

جابه جا در باغ ویران هر درختی دار شد

زندگی با تو چه کرد که عاشق شاعر ! مگر

کان دل پر آرزو ‘ از آرزو ‘ بیزار شد

بسته خواهد ماند این در ‘ همچنان تا جاودان

گرچه بروی کوبه های مشتمان رگبار شد

زهره ی سقراط با ما نیست رویاروی مرگ

ورنه جام روزگار ‘ از شوکران سرشار شد .........

حسین منزوی

+ نوشته شده توسط سحر در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت |

سلام دوستان عزیزم . عید همتون مبارککککککککککککککککککککککککککک.

خوب ایام تعطیل و مسافرت و دید و بازدید و آجیل و شیرینی دیگه .....البته اگر مثل من از عید بدتون بیاد که واویلا - وگرنه احتمالا" بهتون خوش میگذره.در هر صورت امیدوارم همه ی افراد سال خوب و خوشی داشته باشن ( من که از همون روز اول عید بدجور خوشی و خوبی سال جدید را دیدم و در راستای اینکه سالی که نکوست از بهارش پیداست - پس تا آخر سال معلومه که چه سال کوفتی خواهم داشت )

خوب و اما اصل مطلب : دوستان گلم همین جوری که تو نت چرخ میخوردم عکس دوتا نینی را پیدا کردم - حالا:

شماها بگید کدومشون قشنگترن ؟؟؟  و احتمالا" عکس چه کساییه؟؟؟؟؟؟

منتظر نظرات و حدسای شما هستم .مرسییییییییییییییییی از همتون.

Click for Full Size View

+ نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت |
www.GHASRE20.blogfa.com