تبليغاتX
دلم برات تنگ شده - سوتی های عاشورا تاسوعا

مر .... دو .... نیو....  س.

 

 

امروز میخوام چند تا سوتی که خودم و دیگران در طول روزهای عاشورا و تاسوعا

 

 دادیم رو براتون بازگو کنم !

 

 

-------------------------

 

سوتی های عاشورا تاسورا !!! ( تاسوعا ) . این خودش یک سوتی ! که یکی از

 

 

دوستام گفته بود !!!

--------------------------

بعدی .

 

روز عاشورا با بچه ها تو خیابون می رفتیم که یه بچه داد می زنه با جدیت به

 

 پدرش میگه :

 

         (( بابا ، یزید خدا رو کشت ؟؟؟؟ !!!!!!! ))

 

 

این چه حرفیه پسر خوب ؟ یزید خدا رو کشت یعنی چه ؟ ملت عجب حرفایی

 

می زنن!

--------------------------

بعدی .

 

 

نصف شب داشتیم شب گردی می کردیم ! ( با بچه ها ) یه آقا و خانوم و

 

دخترشون ماشینشون روشن نمی شد . می خواستن هل بدن ، نمیتونستن . از

 

 ما کمک خواستن . ما هم کمک کردیم . وقتی ماشینشون روشن شد از ما تشکر

 

 کردن و خواستن برن . داشتن سوار ماشین می شدند که دختره گفت :

 

 (( اجرتون با امام حسین )) . من هم اومدم یه چیز بپرونم ، گفتم :

 

 (( زجرتونم با امام یزید !!!!!!! ))

 

 

اینو گفتم مملکت از خنده ولو شدن کف خیابون ! جو عجیبی بود ! تا یه هفته

 

رسوای شهر شده بودم !! این چه حرفی بود گفتم ؟!! امام یزید رو از کجا اوردم

 

 ؟!! خدا میدونه !!!

-------------------------

بعدی .

 

 

یه روز قبل از تاسوعا ، سر ظهر داشتم میومدم خونه . تو یه کوچه ی خلوت یه

 

 پیکان وانت می خواست پارک کنه ، نمیتونست خوب پارک کنه . رانندش هم

 

 یه مرد مسنی بود . پشتش هم یه ماشین پارک کرده بود . از من خواست

 

 راهنماییش کنم پارک کنه . ( چه کسی !!! )

 

 

منم دیدم تو این ایام هیچ چیز مثل کمک کردن به دیگران ثواب نداره !!

 

 

بهش گفتم : بیا عقب، بیا بیا بیا نترس ! بیا بیا همینجوری بیا بیا !!

 

 

مرد خیلی آروم آروم میومد عقب که یکدفعه زد به ماشین پشتی !!!!!!!!!

 

من دیدم داره خیلی ضایع میشه گفتم : خووووووووووووووووب !!!!!!

 

مرده بیچاره یه جوری منو نگاه کرد که یعنی ممنون از راهنماییت !!!!

 

ولی من خوشحال از کمکم !!!!!!! سرمو بالا گرفتم و رفتم !! انگار نه انگار که

 

اتفاقی افتاده ! مرده مونده بود چی بگه !!!!

 

--------------------------

 

البته سوتی های دیگه ای هم بود که خیلی خندیدیم ولی به علت پاستوریزه

 

نبودن ، از بازگو کردنشان معذورم !!  

+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم بهمن 1385 و ساعت |
www.GHASRE20.blogfa.com