اگه میخواید یه دختر نمونه باشید پس توصیه های زیر رو جدی بگیرید






مراهست کفشي زعصرحجر
که ميراث مانده زجدپدر
شريک غمش بوده وشاديش
به پاکرده درجشن داماديش
خدايش بيامرزدآن زنده ياد
که ازخودهم اين ارث برجانهاد
چوهي مي برم پيش هرپينه دوز
زمغزش پريده است برق وفيوز
بودچون که جان سخت چون کرگدن
بپوشم به هرگاه وبيگاه من
هرآنچه زوزنش بگويم کم است
که سنگين چنان کله رستم است
به پايم بودچند سانتي گشاد
چوپاپوش افراسياب وقباد
مرتب به پايم لخ ولخ کند
نداردچوکف،پاي من يخ کند
زبس خورده اقسام واکس وپماد
مرارنگ اصلش نيايدبه ياد
ولي من زباباي جنت پناه
شنيدم که رنگش همي بدسياه
بسي نعل خورده است برتخت آن
شده چون سم قاطرپادگان
به هرسوي آن خورده صددانه ميخ
فرومي رودتوي پايم چوسيخ
همي ترسم آخربه جرم قاچاق
که مامورگرددبرايم براق
که اين جزءآثارتاريخي است
چراکه خطوط تهش ميخي است
اگرعمرباقي است،سال دگر
سپارم من آن رابه امواج بحر
که تاهمچون زورق به همراه باد
رود،گوئي اصلازمادرنزاد
ويا مي زنم واکس به رويه اش
گذارم سپس داخل موزه اش
+ نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه سوم اسفند 1385 و ساعت
|

