تبليغاتX
دلم برات تنگ شده - منو ببخش اگه خیلی دوست دارم ...

این دفعه میخواستم مثلا" شاد بنویسم ولی بازم نشد . اصلا" من بلد نیستم شاد بنویسم . هر وقت میخوام شاد بنویسم یا حتی خوشحال باشم یه طوری میشه . الان که دارم این مطلبو مینویسم حال و روز خوبی ندارم ... چرا اینطوری میشه ؟؟؟ چرا اینطوری شد ؟؟؟ ناراحتش کردم , نمیدونم چرا ولی ناراحتش کردم , مثل همیشه , بازم حرصش دادم , بازم رنجوندمش ... وای نه ... من ... من ... دارم دیوونه میشم ... آخرش خلاص میکنم ... منو ببخش ... منو ببخش ... ببخش چون دوست دارم ... ببخش چون خیلی دوست دارم ... کاش ... کاش دلم از سنگ بود ... کاش احساس نداشتم ... کاش ... کاش دوست نداشتم ... کاش آدم نبودم ... خودت خوب میدونی که من تحمل ناراحتی تورو ندارم ... خوب میدونی من صبرم کمه ... خوب میدونی که دیوونتم ... خودت خوب میدونی که چقدر دوستت دارم ...

سرگشته دلی دارم در وادی حیرانی

آشفته سری دارم ز آشوب پریشانی

طبعی است مشوش تر از باد خزان در من

وز باد گرو برده در بی سر و سامانی

از یاد زمان رفته آن قلعه متروکم

تن داده به تنهایی , خو کرده به ویرانی

کورم من و سوتم من , پرورده ی لوتم من

روح برهوتم من , عریان و بیابانی

تا خود نفسی دارم , با خود قفسی دارم

زندانی و زندانم , زندانم و زندانی

از وهم گرانبارم , چندانکه نمی یارم

تا تخته برون آرم, زین ورطه ی توفانی

من باد بیابانم , خاشاک می افشانم

در دشت و نمی دانم , در باغ , گل افشانی

سرگشتی ام چون دید , حوصله ام سنجید

میراث به من بخشید , آواره ی یمگانی ...

 

 

منو ببخش اگه خیلی دوستت دارم

+ نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت |
www.GHASRE20.blogfa.com