تبليغاتX
دلم برات تنگ شده - تا حالا شده دلتنگ بشی ؟؟؟

سلام . صبح که میخواستم بنویسم یه پست شاد تو ذهنم بود ولی بازم نشد ...

تا حالا شده دلت واسه خودت تنگ بشه ....؟

تا حالا شده يه چيزي رو سينه ت سنگين باشه و تا گريه نكني نفهمي بغضه ...؟؟


تا حالا شده هر كاري مي كني كلافه بشي ...؟


تا حالا شده يه چيزيت باشه و نفهمي چته ؟؟

تا حالا شده يه كسي و انقدر بخواي كه نخواي ببينيش ...؟

تا حالا شده خيال كني يكي و فراموش كردي و دوباره سر زندگیت سبز بشه ...؟؟

تا حالا شده طعم زنده گي و نفهمي ، اما بدوني طعم لبهاي کسی مزه ی زندگی میده....؟؟؟

تا حالا شده طعم شراب و با طعم لبهاي كسي ، تشخيص ندي ...؟

تا حالا شده از روي بي كسي خنده ت بگيره ...؟

تا حالا شده وقتي صداي كسي رو از پشت اينهمه خط وخطوط میشنوی قلبت ...؟؟

تا حالا شده كلي حرف داشته باشي اما همچين كه قلم دستت میگیری , هیچی گیرت نیاد ...؟؟

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا؟ شاید خطا کردم ...!!


و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا تا کی برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه

بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد ...

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود ...


و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد


کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد


و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد


هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد ...!!



+ نوشته شده توسط سحر در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت |
www.GHASRE20.blogfa.com