تبليغاتX
دلم برات تنگ شده - دلتنگی های خودم

میخوام آپ کنم ولی چیزی ندارم که بنویسم - مغزم هنگ هنگه - مغزمم بی معرفت شده مثل یه سری از دوستام - اونم الان تنهام گذاشته - دارم یه آهنگی گوش میدم - نمیدونم خواننده اش کیه ولی خیلی عر میکشه - اینم دلش پره مثل من - مامان خونه نیست - تا جایی که جا داشت صداشو دادم بالا - حالا خودمم و خودم و دنیای تنهاییم - دلم تنگ شده - دلم تنگ شده واسه بچگی هام - واسه ... واسه احسان دوست کودکستانم - چقدر با همدیگه دعوا میکردیم - دلم واسه اون قهر و آشتی های بچگیم تنگ شده - دلم واسه اون همه شیطنت تنگ شده - دلم واسه اخطارهای مدیرمون تنگ شده - واسه دوستام - واسه اون گروه 8 نفری خودمون که تو دانشکده بچه ها و استادها از دستمون ضله بودند تنگ شده - دلم واسه مژگان-شیوا- لیلا- بهاره و ... تنگ شده - دلم واسه .... تنگ شده - آخه بی معرفت تو که گفته بودی تا آخرش با همدیگه دوستیم - تا وقت مردن - پس چرا رفتی؟؟ چرا زیرش زدی؟؟ چرا ؟؟؟ دلم واسه .... واسه لارس تنگ شده ... واسه خودمم تنگ شده ... آره واسه خودم ... اصلا" دلم واسه همه چیز و همه کس تنگ شده ... دلم واسه خدا تنگ شده ... واسه خدایی که یه موقع هایی همین که اسمشو می آوردم جوابمو میداد - همینکه میگفتم : خدا جون کم آوردم ‘ کمکم کن . جواب میداد: نترس من هستم - من پیشتم- من کمکت میکنم . دلم واسه اون خدا تنگ شده . حالا دیگه جوابمو نمیده - باهام قهره - حالا دیگه وقتی صداش میکنم فقط سکوت میکنه - حتی دیگه به حرفامم گوش نمیده .... داداشم اومد و صدای دادش بلند شد - داره میگه : صدای این کوفتو کم کن - از سر کوچه صداش میاد - این قدر این مزخرفهارو گوش نکن دیوونه ...

دیوونه؟؟؟ یعنی من دیوونم ؟؟ آره من دیوونه شدم - دیوونم کردند . وقتی دیوونم کردند که گفتند رفتارات غیر عادی شده - باید بری پیش روانپزشک - وقتی دیوونه شدم که نسخه ی مزخرفی که اون .... برام نوشته بود را جلو چشمم پاره کردم و بهش گفتم : آقای دکتر شما خودت احتیاج به یه دکتر داری . اونم برگشت و گفت : دیوونه - تو دیوونه ایی .... به همین سادگی دیوونه شدم . حالم داره از هوارهای این خواننده بهم میخوره - همون جیپسی خودمو میزارم تا حالشو ببرم . حالا شد ... کجا بودم ؟؟؟ این چند روزی که من نبودم خیلی از بچه ها بهم لطف داشتند و به دلتنگی های من سر کشیدند - ازشون تشکر میکنم - از لارس عزیزم خیلی تشکر میکنم که زحمت 2تا آپ را برام کشید وگرنه یه دیوونه چجوری میتونه اون همه مطلب واسه درد دل با خودش بنویسه ؟؟؟ البته یه سری از دوستان هم زیادی بهم لطف داشتند و آیدی منو هک کردند . آخه بی انصاف ها مگه من چه هیزم تری بهتون فروخته بودم ؟؟؟ آیدی جدیدم اینه : avril_sahar2007

سرم داره از شدت درد منفجر میشه - دوشبه که نتونستم بخوابم - کابوس میبینم - دلم میخواد دیوونه بازی دربیارم و برم - کجاشو نمیدونم - فقط برم ... اگر برم هیچ اتفاقی نمی افته - آخه هیچکس از یه دیوونه توقع نداره - خودشون گفتند دیوونه ام .دلم میخواد برای چند ساعتی هم که شده برم تو یه عالم دیگه ... شیطونه داره وسوسم میکنه که برم و قرصای نورازپام مامانمو کف برم - چند تاشو بخورم و بعدش گیجی مطلق - پرواز - فضا ... ولی نه نمیشه - یعنی نمیتونم - قول دادم دیگه اینکار را نکنم . دلم واسه براندن تنگ شده - دلم داره میترکه ... بابا منم آدمم - مگه قلب من چقدره ؟؟؟ مگه صبر و تحمل من چقدره ؟؟ چرا دست از سرم برنمیدارید؟؟؟ چرا از سنگ نیستم ؟؟؟ چرا بی احساس و بی تفاوت نیستم ؟؟؟ چرا ؟؟ چرا ؟؟؟؟ اصلا" یه چیزی : چرا من زنده ام ؟؟؟ چرا نمیمیرم ؟؟؟؟؟؟

از زمزمه دلتنگیم ‘ از همهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی ‘ نه تاب سخن داریم

آوار پریشانی ست رو سوی چه بگریزیم؟؟

هنگامه ی حیرانی ست خود را به که بسپاریم ؟؟

تشویق هزار آیا ‘ وسواس هزار اما

کوریم و نمیبینیم ورنه همه بیماریم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته است

امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم

دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را

تیغیم و نمی بریم ‘ ابریم و نمی باریم

ما خویش ندانستیم بیداری مان از خواب

گفتند که بیدارید ‘ گفتیم که بیداریم!

من راه تورا بسته ‘ تو راه مرا بسته

                       امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم ...

+ نوشته شده توسط سحر در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت |
www.GHASRE20.blogfa.com