+ نوشته شده توسط سحر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت
|
درباره وبلاگ
من سحر هستم . متولد 25 آبان سال 65 . این وبلاگ را فقط واسه دلتنگی ابدیم ساختم . امیدوارم خوشتون بیادامیدوارم خوشتون بیاد . راستی : به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من اینم یه شعر دیگه . شاید ... امشب ستاره های مرا آب برده است خورشید واره های مرا ،خواب خورده است نام شهاب های شهید شبانه را آفاق مه گرفته هم از یاد برده است از آسمان بپرس که جز چاه و گردباد از چالش زمین چه به خاطر سپرده است دیگر به داد گمشدگان کس نمی رسد آن سبز جاودانه هم انگار مرده است ماه جبین شکسته ی در خون نشسته را از چارچوب منظره دستی سترده است عشق - آتشی که در دلمان شعله می کشید از سورت هزار زمستان فسرده است ای آسمان که سایه ی ابر سیاه تو چون پنجه ای بزرگ گلویم فشرده است باری به روی دوش زمین تو نیستم من اطلسم که بار جهانم به گرده است